خلاصه :
نیکا و خانواده اش گرفتار نفرین شده اند؛ بعضی از اعضای خانواده اش مرده اند خود او نیز دیوانه شده و در تیمارستان به سر می برد… و باز چاکی قصد انتقام دارد و سایه شوم مرگ بر سر نیکا و اعضای خانواده افتاده است…